
بررسی دلایل ترس از مهاجرت
ترس از مهاجرت، به ویژه ترس از تنهایی، یکی از رایجترین دلایل تردید در مهاجرت است. این ترس ریشه در جدایی از عزیزان، محیط آشنا و روال زندگی دارد. اما با پذیرش این ترسها و ابراز آنها، میتوانیم به تدریج بر آنها غلبه کنیم. شناخت دقیق دلایل ترس و جستجوی راهکارهای مناسب برای هر یک، مانند یادگیری زبان جدید، سازگاری با فرهنگ جدید و ایجاد شبکه اجتماعی جدید، به ما کمک میکند تا با اطمینان بیشتری به سمت مهاجرت حرکت کنیم.
در این مطلب میخوانید...

ترس از مهاجرت و راههای مواجهه با آن
بسیاری اوقات مهاجرت و تنهایی همراه یکدیگر هستند. حتی اگر با فرد دیگری مهاجرت کنیم باز هم نمیتوانیم همه خانواده و دوستانمان را در کنارمان داشته باشیم. به همین دلیل نیز ترس از مهاجرت برای بسیاری که قصد زندگی کردن در کشور دیگری را دارند به وجود میآید. بسیاری از افراد به دلایل مختلف از این تصمیم میترسند و در مواجهه با آن احساس نگرانی میکنند. اما تنها ترسی که از مهاجرت وجود دارد جدا شدن از آشنایان نیست؛ وقتی کسی میگوید از مهاجرت میترسم دلایل زیادی میتواند داشته باشد. بیایید به بررسی این دلایل و راهکارهای آن بپردازیم.
مهاجرت و تنهایی
همان طور که بیان شد یکی از مهمترین دلایل ترس و اضطراب پیش از مهاجرت، تنها شدن است. انسانها موجوداتی اجتماعیاند و زیستن بدون هیچ کسی که بشناسیم برای بسیاری از ما غیر قابل تصور است. وقتی در یک محله زندگی میکنید همه چیز برایتان آشنا است؛ از فروشندگان محلی تا همسایهها. وقتی به دنیا میآییم بدون این که حتی دخالتی داشته باشیم برخی از بهترین دوستانمان را پیدا میکنیم (خواهر یا برادر، دخترخاله یا پسرخاله و ...). به همین ترتیب هرچه سنمان بیشتر باشد، تجربه ما در یافتن دوستیها و ارتباطات نیز بیشتر میشود و مکانهای بیشتری برای ما حکم «خانه» را مییابد.
این موضوع عمق بیشتری دارد وقتی بدانیم فقط ارتباطات نیست که حس تنهایی ما را پر میکند. انسانها به زندگی خود با نشانههای آشنا، معنا میبخشند. نشانههایی که تا آنها را ترک نکنیم حتی متوجه وجودشان نمیشویم؛ مثلا بوی دستپخت آشپزی مادربزرگمان یا آب و هوایی که به آن عادت داریم. همه این چیزهای کوچک که ما با آنها خو گرفتهایم باعث میشود احساس امنیت کنیم.
اما وقتی مهاجرت میکنیم همه این نشانههای آشنا و ارتباطاتمان را از دست میدهیم و اگر به این دلایل ترسیدهاید باید گفت اضطراب شما طبیعی است.
چرا مهاجرت میتواند ترسآور باشد؟
یکی از مهمترین دلایل ترس از مهاجرت، ناشناخته بودن شرایط پیش رو است. زندگی در یک محیط جدید با فرهنگی متفاوت و چالشهای زبان میتواند باعث ایجاد استرس شود. همچنین، ترس از چالشهای مهاجرت نظیر پیدا کردن شغل مناسب، تطابق با قوانین جدید، و ایجاد ارتباطات اجتماعی تازه، احساس ناامنی را در افراد تقویت میکند. این نگرانیها طبیعی است، اما با شناخت بهتر آنها میتوان از شدت ترس کاست.
ترس از تغییرات زندگی پس از مهاجرت
تغییرات عمدهای که پس از مهاجرت رخ میدهند، از جمله دوری از خانواده و دوستان، تغییر محیط کار یا تحصیل، و حتی شیوه زندگی، میتواند برای بسیاری از افراد سخت باشد. این سختیهای مهاجرت بهویژه برای کسانی که به ثبات عادت کردهاند، نگرانکننده است. ترس از عدم موفقیت در انطباق با محیط جدید یا از دست دادن هویت فرهنگی نیز میتواند از جمله عوامل بازدارنده باشد.
عوامل روانی و اجتماعی موثر بر ترس از مهاجرت
احساس وابستگی به خانواده، نداشتن حمایت اجتماعی در کشور مقصد، و تجربههای گذشته میتوانند نقش مهمی در ایجاد دلایل ترس از مهاجرت ایفا کنند. بهعلاوه، فشارهای اجتماعی و فرهنگی ممکن است این ترس را تقویت کند، زیرا برخی افراد نگران قضاوت دیگران درباره تصمیم مهاجرت خود هستند.
چگونه با ترس از مهاجرت مقابله کنیم؟
برای مقابله با ترس از چالشهای مهاجرت، مهم است که قبل از اقدام، تحقیقات کافی انجام دهید. آشنایی با کشور مقصد، فرهنگ آن، و فرصتهای موجود میتواند به کاهش نگرانیها کمک کند. همچنین، برنامهریزی دقیق و مشاوره با افراد باتجربه در این زمینه، راهی موثر برای کاهش ترس و تقویت اعتماد به نفس است.
راهنمایی برای کاهش استرس قبل از مهاجرت
برنامهریزی دقیق و آمادهسازی لیست کارها، از جمله تنظیم امور مالی، یادگیری زبان مقصد، و آشنایی با قوانین محلی، میتواند به کاهش استرس کمک کند. همچنین، در صورت امکان، سفر کوتاهمدتی به کشور مقصد قبل از مهاجرت نهایی میتواند به درک بهتر محیط و کاهش سختیهای مهاجرت کمک کند.
نکاتی برای آماده شدن ذهنی و احساسی برای مهاجرت
- خودآگاهی: ترسها و نگرانیهای خود را شناسایی کنید و درباره آنها با افراد مورد اعتماد صحبت کنید.
- پشتیبانی اجتماعی: با دوستان و خانواده در ارتباط باشید و حمایت آنها را جلب کنید.
- مثبتاندیشی: به فرصتهای جدید فکر کنید و اهداف خود را به یاد داشته باشید.
- مدیریت استرس: از روشهای مدیریت استرس مانند مدیتیشن، ورزش، و تمرینهای تنفس استفاده کنید.
مهاجرت تجربهای بزرگ است که با برنامهریزی دقیق و آمادهسازی روانی میتوان از دلایل ترس از مهاجرت عبور کرد و این تغییر را به فرصتی مثبت تبدیل کرد.
مثبتاندیشی مخرب
در این مرحله بسیاری به شما میگویند که مثبت فکر کنید و اندیشههای منفی را کنار بگذارید. اما واقعیت این است که هیچ کس در جهان نمیتواند احساس اضطرابش را با فکر کردن به چیزهای مثبت از بین ببرد. قرار نیست دروغ بگوییم؛ اضطراب شما واقعی است. انکار کردن یا نادیده گرفتن آن تنها منجر به بدتر شدن حال روحیتان خواهد شد. پس در قدم اول هر احساسی که دارید را بدون قضاوت یا سرکوبگری، بپذیرید. چرا که نخستین گام در راه بهبود ترس، پذیرفتن وجود آن است و با پس راندن آن به گوشه دیگری از ذهن امکانپذیر نمیباشد.
حالا که احساستان را جدی گرفتید و اجازه دادید که درون شما جریان پیدا کند شاید فکر کنید که از این بدتر نمیشود اما مراحل دیگری نیز بعد از این وجود دارد که اگر با آنها پیش روید برای شما همانند یک راهکار عمل خواهد کرد.
ترس و اضطراب را ابراز کنید
به اندازه تعداد انسانها بر کره زمین، راههایی برای ابراز احساسات وجود دارد. همان گونه که همیشه هیجانات خود را بروز میدهید با این احساس اضطراب نیز همان کار را بکنید. بگذارید با چند مثال آن را توضیح دهیم. برخی از ما در صورت وجود یک احساس قوی ممکن است:
درباره آن بنویسیم.
- در ارتباط با آن یک اثر هنری خلق کنیم (مثلا نقاشی یا موسیقی و ...).
- با یک دوست مورد اعتماد درد دل کنیم.
- با پدر و مادر و خانواده خود حرف بزنیم.
- به روانشناس مورد اعتمادمان مراجعه کنیم.
- به طبیعت برویم و در تنهایی با درون خود مواجه شویم.
- در خیابانهایی که دوست داریم پیادهروی کنیم.
- درباره احساسمان مطالعه کنیم.
اینها تنها نمونههایی است از کارهایی که هنگام بروز و ظهور یک هیجان قوی مثل ترس میتوانیم انجام دهیم و این که کدام راه را میتوانید انتخاب کنید کاملا به شخصیت و خصوصیات فردی شما بازمیگردد. اما چیزی که در همه این موارد مشترک است «ابراز احساسات» میباشد. اگر ترسهایتان را درون خود نگه دارید بر روی تصمیمگیریتان درباره مهاجرت به خارج اثر منفی خواهد گذاشت.
شفاف کردن دغدغههای فکری
ابراز احساسات مهم است چرا که پس از آن ما قادر خواهیم بود راحتتر درباره یک تصمیم مهم مثل مهاجرت فکر کنیم. اضطراب عموما موجب میشود افکار زیادی را همزمان در ذهن داشته باشیم و نتوانیم تمرکز کنیم. وقتی هیجانات ما تخلیه میشود تفکیک کردن این افکار راحتتر است. یکی از راههای پیشنهادی در این مرحله نوشتن همه آن افکاری است که احساس ترس شما از مهاجرت را تشدید میکند. برای روشن شدن موضوع، چند نمونه از دغدغههای فکری در این زمان را برای شما فهرست کردهایم:
- ترس از زبان جدید
- ترس از فرهنگ ناشناس
- ترس از شکست در شغل یا رشته تحصیلی منتخب
- ترس از دست دادن موقعیتهای فعلی
- ترس از دلتنگی برای خانواده و دوستان
همه این موارد به اضافه مواردی که برای هرکس ممکن است به نسبت زندگی شخصیاش متفاوت باشد وجود دارد. اگر بتوانید هر ترسی را که دارید بر روی کاغذ بیاورید علاوه بر هیجانات که پیش از این ابراز کردهاید، دغدغههای فکری خود را نیز بروز دادهاید. پس از نوشتن همه دغدغهها شاید بخواهید درباره آنها نیز صحبت کنید. بهتر است در این مرحله برای مشورت به یک متخصص رجوع کنید چرا که حتی دوستان نزدیک شما هم دارای جهانبینی مخصوص به خود هستند و لزوما با تصمیمات شما هم راستا نیستند. در چنین موقعیتی که احساسات به راحتی میتوانند بر روی تصمیم ما اثر بگذارند، مراجعه به متخصص مناسبتر است.
مواجهه با ترس از مهاجرت
حالا که میدانیم از چه میترسیم راحتتر میتوانیم به سوی رفع اضطراب قدم برداریم. اما از همین ابتدا باید گفت که احتمالا ترس و اضطراب شما حتی تا بعد از مهاجرت به طور کامل برطرف نمیشود و این موضوع کاملا طبیعی است. حتی وقتی میخواهیم به یک خانه جدید در یک محله جدید برویم هم ممکن است مضطرب باشیم چه رسد به وقتی که قرار است همه چیز در اطراف ما تغییر کند. چیزی که در این جا به عنوان راهکار مطرح میشود در واقع به تعادل رساندن هیجانات شدید پیش از مهاجرت است. همه انسانها هنگام انجام امور مهم دارای کمی اضطرابند و این مقدار از ترس، اثر مثبت نیز دارد. مثلا وقتی قرار است در یک آزمون شرکت کنیم و اضطراب داریم، این احساس باعث میشود بیشتر درس بخوانیم تا حتما موفق شویم. در حالی که اگر بیش از اندازه بترسیم اصلا نمیتوانیم درس بخوانیم و اگر اصلا اضطراب نداشته باشیم هم ممکن است برایمان مهم نباشد نتیجه آزمون چه میشود.
اما در نهایت منظور از تعدیل اضطراب چیست؟ در بخش پیشین چند نمونه از دغدغههای فکری پیش از مهاجرت را بررسی کردیم، برای روشن شدن مسئله هر کدام را واکاوی خواهیم کرد:
1. مواجهه با زبان جدید
در اکثر راههای مهاجرتی داشتن یک نمره زبان قابل قبول، اجباری است. یعنی وقتی قصد مهاجرت دارید به شکل حداقلی بر زبان خارجی مورد نظر یا زبان انگلیسی تسلط دارید. ولی قرار نیست زندگی واقعی شبیه به کتابهای آموزش زبان باشد و همه این را میدانیم. اما این نقطه شروع خوبی است برای مواجهه با این اضطراب. چند نکته مهم درباره این نگرانی وجود دارد:
- صحبت با سرعت
- لهجههای محلی و متفاوت
- اصطلاحات ناآشنا
حتی اگر مدرک زبان داشته باشیم نکات بالا میتواند ما را دچار مشکل کند. اما باید بدانید که مردم از سراسر جهان مهاجرت میکنند و شما تنها مهاجران کشور جدید نیستید. همه افراد زبان دوم یا سوم خود را با مشکلات دستور زبانی و با لهجه خودشان صحبت میکنند و دلیلش هم واضح است: این زبان مادری شما نیست. پس از گذشت زمان و ارتباطات بیشتر تسلط شما بر روی اصطلاحات افزایش مییابد و راحتتر مخاطبان را که با سرعت حرف میزنند درک خواهید کرد.
ممکن است حتی مدرک زبان نداشته باشید یا با کودک خود مهاجرت کرده باشید. درباره کودکان کمتر از خودتان باید نگران باشید چرا که ذهن انسان هر چه جوانتر باشد سریعتر یک زبان جدید را فرا میگیرد خصوصا اگر در محیط زندگی همه به آن زبان صحبت کنند. این برای شما هم به عنوان بزرگسال صادق است فقط ممکن است سرعت فراگیری کندتر باشد. در شروع راه همین که بتوانید منظور خود را برسانید کفایت میکند و در ادامه میتوانید پیشرفت کنید.
2.مواجهه با فرهنگ ناشناس
هر ملتی فرهنگ مختص به خود را دارد. شوک فرهنگی یکی از اولین چیزهایی است که هر مهاجری تجربه میکند. شوک فرهنگی یعنی تفاوتهای آشکار و معناداری میان سبک زندگی خودتان با مردم کشور جدید ببینید. بسته به جایی که انتخاب کردهاید ممکن است احساس کنید اصطلاحا مردم با شما سرد هستند یا برعکس احساس کنید که مردم بیش از اندازه در حریم خصوصی شما دخالت میکنند. و اینها تنها نمونه کوچکی از تفاوت فرهنگی است. یکی از راههای مواجهه با این موضوع این است که با افرادی که پیش از شما به آن کشور سفر کردهاند گفت و گو کنید و هر چه بیشتر درباره سبک زندگی و عادتهای فرهنگی مقصد، اطلاعات کسب کنید. آگاهی از این که قرار است وارد چه فضایی شوید هم نگرانی شما را کمتر میکند و هم میزان شوک احتمالی را کاهش میدهد. در نهایت اما برای هر کدام از ما مسائل مختلفی اهمیت دارد و از نخستین چیزهایی که باید در خودمان تقویت کنیم مهارت سازگاری است. این طور در نظر بگیرید که در حال کشف وجوه دیگری از زندگی کردن هستید. کسانی که زیاد سفر میکنند و فرهنگهای مختلفی را تجربه کردهاند راحتتر با محیط جدید سازگار میشوند چرا که به این تفاوتها عادت دارند. اگر بتوانید پیش از مهاجرت این نوع از سفر کردن را تجربه کنید (سفرهای تجربهگرا) به تقویت مهارت سازگاری در درون خود کمک میکنید. پس از مهاجرت و شناخت فضاهای گوناگون میتوانید در محلههای مهاجرنشین سکونت کنید. تکثر فرهنگی موجب میشود شما بخشی از چندین فرهنگ دیگری باشید که در آنجا جریان دارد و راحتتر بتوانید سبک زندگی خودتان را داشته باشید و همچنین احتمالا دوستانی از کشور خود پیدا کنید.
3.مواجهه با شکست در شغل یا رشته تحصیلی
این را در نظر بگیرید که احتمال ناکامی در همه جا، حتی در کشور خودتان نیز وجود دارد. در واقع شکست بخشی از زندگی انسانهاست و ما بدون شکست خوردن، پیشرفت هم نخواهیم کرد. اما قطعا شکست خوردن در یک کشور غریب تبعات و سختی بیشتری خواهد داشت. پیش از این که این ترس مانع شما برای مهاجرت شود، به دلایل مهاجرتی خود فکر کنید. اکثر ما برای آن که نمیتوانیم آن طور که باید پیشرفت کنیم و در رفاه باشیم مهاجرت میکنیم. یعنی اصلا یکی از مهمترین دلایل مهاجرت بسیاری از افراد، شکستی است که در کشور خود تجربه کردهاند. شما شانس خود را در این جا امتحان کردهاید (یا به وسیله تجربه دیگران متوجه شدهاید) و دانستهاید که امکان داشتن چشماندازی روشن برایتان وجود ندارد. بنابراین اگر چه احتمال ناکامی وجود دارد اما در نهایت شما قرار است به خود و زندگی آیندهتان شانس جدیدی دهید و تجربه بسیاری از مهاجران نشان میدهد که عموم آنها به اهدافی که در ذهن داشتهاند رسیدهاند.
4.مواجهه با از دست دادن موقعیت
همه ما از سنین پایین مهاجرت نمیکنیم. وقتی سنمان بالاتر است موقعیتهایی را در زندگی به دست آوردهایم؛ از موقعیتهای شغلی تا اجتماعی. رها کردن همه اینها قطعا موجب نگرانی است. در این مرحله نیز باید به دلایل ابتدایی خود برای مهاجرت بازگردید. چرا میخواهید مهاجرت کنید؟ دلایل شما باید به میزانی قانع کننده بوده باشند که شما چنین تصمیمی گرفتهاید. بنابراین قرار است همان طور که بسیاری از دوستان و خانواده خود را پشت سر میگذارید این موقعیتها را نیز پشت سر بگذارید. در کشورهایی که میتوانید برای آینده خود برنامهریزی داشته باشید و همچنین میزان درآمدتان به حدی است که میشود آن را برای اهداف بزرگتر پسانداز کنید، قطعا موقعیتهای جدیدی ساخته خواهند شد. اساسا ساختن موقعیت نیز مرتبط با مهارتهای فردی و حرفهای شماست. اگر آن قدر مهارت داشتهاید که بتوانید در کشور خودتان چنین موقعیتهایی را بسازید همین مهارتها میتواند در کشور جدید به کمک شما بیاید. خصوصا در جایی که جای رشد و پیشرفت برای همه وجود دارد.
5.مواجهه با دلتنگی برای خانواده و دوستان
شاید این بخش سختترین بخش از کلیه نگرانیها و ترسها باشد. چرا که هیچ چیز جایگزین ارتباطات عاطفی و عمیق ما نمیشود. حتی اگر دوستیهای جدیدی بسازیم باز هم آدمها قرار نیست جای یکدیگر را پر کنند چرا که هر کس کیفیت منحصر به فرد خود را دارد. پس چه کنیم؟ داستان از این قرار است که این دلتنگی همواره با شما خواهد بود. تنها چیزی که فرق میکند نوع برخورد شما با این دلتنگی است. اگر مراحل روانشناختی مواجهه با فقدان را نمیدانید باید حتما در مسیر مهاجرتی خود از یک روانشناس متخصص در زمینه مهاجرت کمک بگیرید چرا که مهاجرت و دوری از آشنایان همانند یک فقدان است. ما باید بدانیم که چطور احساسات خود را بروز دهیم و در حالی که این احساسات را درون خود داریم، رشد کنیم. در واقع غم دوری از عزیزان هیچگاه کمرنگ نخواهد شد بلکه این ما هستیم که رشد میکنیم و یاد میگیریم چطور جریان زندگی حتی با احساس دلتنگی متوقف نخواهد شد.
مشاوره با سام بیات
مهاجرت تصمیمی بزرگ است که با چالشها، فرصتها و تغییرات زیادی همراه است. بسیاری از افراد ممکن است در ابتدا به دلیل ناشناخته بودن شرایط و ترس از تغییرات دچار تردید شوند، اما با برنامهریزی دقیق، تحقیقات کافی و آمادهسازی ذهنی، میتوان بر این نگرانیها غلبه کرد. در عین حال، شناخت و درک دلایل پشیمانی از مهاجرت نیز ضروری است، چرا که این آگاهی به افراد کمک میکند تصمیمگیریهای بهتری انجام دهند و از اشتباهات رایج جلوگیری کنند. با نگاه مثبت و آمادگی مناسب، مهاجرت میتواند فرصتی برای رشد و تجربههای جدید باشد.
سام بیات، وکیل پایه یک دادگستری کانادا با بیش از 35 سال تجربه در زمینه مهاجرت، میتواند راهنمای شما در این مسیر پیچیده باشد. با داشتن بیش از 500 پرونده مهاجرتی موفق، آقای بیات به عنوان یکی از برترین وکلای مهاجرت در جهان شناخته میشود.

سوالات متداول
چگونه میتوانم با ترس از تنهایی در مهاجرت مقابله کنم؟
چرا از مهاجرت میترسم؟
آیا میتوانم همزمان با لذت بردن از زندگی جدید، دلتنگی برای وطن را نیز تجربه کنم؟
چگونه میتوانم با فرهنگ جدید سازگار شوم؟
اگر در مهاجرت با مشکل مواجه شدم چه باید بکنم؟
جستوجوگری و نوشتن خلاق از علایق من برای عمیق شدن در شناخت جهان و خودم بودهاند؛ در دوازده سال گذشته در نشریات، روزنامهها و کارهای پژوهشی فعالیت داشتهام تا به این واسطه علاقهام به بسط دانش و افزایش آگاهی مرتفع گردد.
